امروز و دیشب و کلا این هفته فوق العاده گند بود واسم / انگار همه چرا ها اومدن تو مغزم ..!!؟
چرا اینکار رو نکردم چرا این حرف رو زدم داره من رو دیونه میکنه مهمتر از همه چرا من انقدر خوش باورم چرا با همه خوبم و یا ...!!؟
امروز صبح یاد هیچی نبودم ولی وقتی پام رو گذاشتم بیرون به زمین و عالم بدو بیرا گفتم حوصله خودم رو هم نداشتم واقعآ هم "ندارم" یادمه اون موقع ها قدیم قدیم ها تمام روزهام پنج شنبه بود یک روزم خراب می شد می گفتم "اه پنج شنبه من خراب شد"
انگار این روز ها شلوغی بانک رو تو روزای شنبه داره یا سختی کلاسای استاد زارعی تولاهیجان رو
امروز که همه چی بصورت فوق العاده افتضاح توی سرم پاشید از مغازه زدم بیرون زیر بارون شدید صبح قدم زدم همه با چتر من بدون چتر واقعآ خیس شدم انگار رفته باشم زیر دوش انگار خود خدا هم فهمیده بود تو این خرداد یکی احتیاج شدید به خیس شدن داره یک چیزی تومایه های SOS بود واسم . به هیچ کس حتی یک نگاه هم نکردم من کلا از روز بارونی خوشم نمیاد ولی اینبار .
اینبار بارون مزه یک چیز با حال رو میداد انگار پشیمون نیستم ازاین کارم ...!!؟
