تبليغاتX
فنا رفتن این وبلاگ و تمام ...!!؟

فنا رفتن این وبلاگ و تمام ...!!؟

شاید کمی موسیقی

اولین باری هست که میخوام به یک دختر شماره بدم ولی نمی تونم

شبها موسیقی تو گوشم هست

پرده اطاقم یکم بازه و نور ماه رو میبینم

اطاقم تاریک و تاریک تر .....

صدای فریاد آهنگ سعید مدرس و رپ همیشه هست

دلم میخواد همون یک ذره نور ماه هم نباشه

حوصله کتاب خوندن ندارم

دوستی ندارم که بدرد الانم بخوره

من رو به فردا نفرستید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 17:47  توسط وحید  | 

زندگی سخته هم از پشت هم از جلو..!!؟

واقعآ سخته ادم بتونه با یک احمق صحبت کنه تو این موقع اگر عاشقش هم باشی به فکر کشتنش می افتی .

خیلی سخته ادم یک رفیق پیدا کنه و اونو تازه بشناسه از همه سخت تر اینه که چندین چند سال باهاش دوست باشی بعدش بفهمی و بهش بگی جناب شما خیلی گوه تشریف دارید .

خیلی سخته سایه سنگین یک نفر رو با تمام وجودت رو خودت احساس کنی جون بابات ولم کن حاجی .

و مرد فهمید بزرگ نشده / حرف احمق ها رو گوش می کنه و هنوز با اونها رفیق هست / و مرد فهمید تو زندگیش احساس خوبی  نداره

یک چیزی باید درست بشه ولی نمی تونه

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 21:18  توسط وحید  |