اولین باری هست که میخوام به یک دختر شماره بدم ولی نمی تونم
شبها موسیقی تو گوشم هست
پرده اطاقم یکم بازه و نور ماه رو میبینم
اطاقم تاریک و تاریک تر .....
صدای فریاد آهنگ سعید مدرس و رپ همیشه هست
دلم میخواد همون یک ذره نور ماه هم نباشه
حوصله کتاب خوندن ندارم
دوستی ندارم که بدرد الانم بخوره
من رو به فردا نفرستید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 17:47  توسط وحید
|
واقعآ سخته ادم بتونه با یک احمق صحبت کنه تو این موقع اگر عاشقش هم باشی به فکر کشتنش می افتی .
خیلی سخته ادم یک رفیق پیدا کنه و اونو تازه بشناسه از همه سخت تر اینه که چندین چند سال باهاش دوست باشی بعدش بفهمی و بهش بگی جناب شما خیلی گوه تشریف دارید .
خیلی سخته سایه سنگین یک نفر رو با تمام وجودت رو خودت احساس کنی جون بابات ولم کن حاجی .
و مرد فهمید بزرگ نشده / حرف احمق ها رو گوش می کنه و هنوز با اونها رفیق هست / و مرد فهمید تو زندگیش احساس خوبی نداره
یک چیزی باید درست بشه ولی نمی تونه
+ نوشته شده در دوشنبه نهم شهریور 1388ساعت 21:18  توسط وحید
|